
اندیشهی شکلگیری کرسیهای علمی در ایران به سال ۱۳۸۱ بازمیگردد؛ زمانی که جمعی از دانشآموختگان حوزهی علمیه در نامهای به مقام معظم رهبری، ضرورت گسترش فضای آزاداندیشی و گفتوگوی علمی را مطرح کردند. معظمله در پاسخ، ضمن تأیید این مطالبهی فکری، بر لزوم فراهمسازی بسترهایی رسمی برای گفتوگو، نقد و نظریهپردازی در علوم انسانی تأکید فرمودند.
در پی این رهنمود، شورای عالی انقلاب فرهنگی مأمور تدوین سازوکار اجرایی شد و نتیجهی آن، تصویب تأسیس «هیأت حمایت از کرسیهای نظریهپردازی، نقد و مناظره» در سال ۱۳۸۲ بود.
کرسیهای علمی، از آن پس به عنوان یکی از مهمترین بسترهای گسترش آزاداندیشی، گفتوگوی علمی و شکلگیری نظریههای نو در دانشگاههای کشور شناخته شدند. این کرسیها با هدف تقویت جریان اندیشهورزی، نقد و مناظرهی روشمند و ساماندهی به تولید دانش در حوزهی علوم انسانی و معارف دینی، بر پایهی مصوبهی شورای عالی انقلاب فرهنگی در سال ۱۳۸۲ پایهگذاری شدند.
بر اساس این مصوبه، هیأت حمایت از کرسیهای نظریهپردازی، نقد و مناظره در فرهنگستان علوم جمهوری اسلامی ایران تشکیل شد و به عنوان نهاد ملیِ هدایت و نظارت بر برگزاری کرسیها فعالیت میکند. ریاست کنونی این هیأت بر عهدهی حجتالاسلام والمسلمین علیاکبر رشاد است.
این هیأت از زمان تأسیس تاکنون، با همکاری دانشگاهها و مراکز پژوهشی سراسر کشور، بستر رسمی و علمی برای ارائه، نقد و ارزیابی نظریههای نو را فراهم کرده است؛ بستری که از یکسو آزادی اندیشه و بیان علمی را پاس میدارد و از سوی دیگر، امکان شناسایی، داوری و حمایت از دستاوردهای فکری را مهیا میسازد.
در دانشگاه فردوسی مشهد، کمیتهی دستگاهی کرسیهای علمی مسئول برنامهریزی، داوری و اجرای این کرسیهاست. اعضای هیأت علمی دانشکدههای الهیات و معارف اسلامی، ادبیات و علوم انسانی، حقوق و علوم سیاسی، روانشناسی و علوم تربیتی، و اقتصاد و علوم اداری میتوانند با ارائهی طرحنامهی خود، در برگزاری این کرسیها مشارکت کنند.
در چارچوب فعالیتهای علمی دانشگاهی و با حمایت هیأت حمایت از کرسیهای نظریهپردازی، نقد و مناظره، کرسیهای علمی در چهار قالب اصلی طراحی شدهاند؛ هر یک با هدف مشخص و ساختاری ویژه که اعضای هیأت علمی و پژوهشگران میتوانند با آگاهی از آن متناسب با طرح و مسئلهی خود اقدام به ثبت کنند.
۱. کرسی نظریهپردازی
در این نوع کرسی، تمرکز بر ارائهی نظریهای جدید، منسجم و دارای مبانی و ساختار علمی است. به عبارتی، صاحب کرسی باید در مسیر پژوهش روشمند، فرضیه یا دیدگاهی را شکل داده باشد که قابلیت نقد و ارزیابی دارد.
– مخاطب: اعضای هیأت علمی و پژوهشگرانی که دیدگاه نوینی دارند.
– خروجی: ارائهی نظریه، داوری از سوی ناقدان، و در موارد تأیید، برخورداری از گواهی و امتیازات پژوهشی.
۲. کرسی نقد
در این قالب، هدف صرفاً تولید نظریه نیست، بلکه کارکرد آن ارزیابی و سنجش نقاط قوت و ضعف یک نظریه، مکتب یا اثر علمی است — با رویکرد اصلاح، تکمیل یا رد.
– مخاطب: پژوهشگرانی که قصد دارند در نقد نظریهها یا آثار موجود مشارکت کنند.
– خروجی: گزارش نقد، جلسه حضوری یا مجازی، و مستندسازی رسمی.
3. کرسی مناظره
کرسی مناظره، عرصهای رسمی برای گفتوگوی رودررو و مستدل میان دو یا چند صاحبنظر است؛ جایی که دیدگاههای علمی متقابل دربارهی یک مسئلهی مشخص، در چارچوبی منطقی، اخلاقی و آکادمیک به چالش کشیده میشوند.
این کرسیها با هدف گسترش فرهنگ عقلانیت، تضارب آرا و تمرین گفتوگوهای علمی نقادانه در فضای دانشگاهی برگزار میشوند و سهم مهمی در رشد تفکر انتقادی و تربیت پژوهشگران گفتوگومحور دارند.
بر اساس آییننامهی مصوب ۱۰ آبان ۱۳۹۵ مجمع هیأت حمایت از کرسیهای نظریهپردازی، نقد و مناظره، اهداف کرسیهای مناظره عبارتاند از:
– بسط و نهادینهسازی فرهنگ مناظرهی علمی،
– گفتمانسازی و تمرین عقلانیت در مواجهه با اختلاف نظر،
– ایجاد نشاط علمی و ترویج شجاعت نقدپذیری،
– و توانمندسازی مراکز علمی برای ساماندهی مناظرات منظم و مستند.
مناظره در این چارچوب به معنای مباحثهای روشمند و مستدل است؛ نه تقابل احساسی یا شخصی. در این گفتوگوها هر یک از طرفین، در مقام «صاحبنظر» و بر پایهی دادههای علمی، از مدعای خود دفاع میکند و با نقد محترمانهی دیدگاه مقابل، به تبیین روشنتر موضوع میپردازد.
اصول حاکم بر برگزاری کرسیهای مناظره شامل موارد زیر است:
۱. رعایت سه اصل بنیادین اخلاق، منطق و آزادی بیان در تمام مراحل،
۲. پرهیز از سطحینگری، عوامزدگی و نزاعهای غیرعلمی،
۳. تأکید بر مسألهمحوری، نیازمحوری و تولید دانش نو و سودمند،
۴. رعایت استانداردهای علمی و شفافیت در داوری و گزارش.
ارزیابی و نظارت بر این کرسیها بر عهدهی کمیتهی دستگاهی دانشگاه یا مؤسسهی برگزارکننده است. این کمیته وظیفه دارد طرحنامهی مناظره را بررسی، ترکیب طرفین و داوران را تعیین، و از اجرای دقیق و اخلاقی جلسه اطمینان حاصل کند.
کرسیهای مناظره میکوشند تا تضاد دیدگاهها را به فرصتی برای رشد فهم متقابل بدل کنند؛ عرصهای که در آن اختلاف، نه تهدید بلکه منبع زایش اندیشه و تعمیق دانش است.
– مخاطب: اعضای هیأت علمی، پژوهشگران و اندیشمندانی با دیدگاههای متفاوت در یک حوزهی تخصصی.
– خروجی: مناظرهی رسمی و مستند با داوری علمی و گواهی معتبر از سوی هیأت حمایت از کرسیها.
– ویژگی برجسته: منطق گفتوگو بهجای جدال، تعقل بهجای تعصب، و علم بهجای شعار.
۴. کرسی ترویجی
کرسیهای ترویجی بستری رسمی برای عرضه، تبیین و اشاعهی اندیشهها و یافتههای علمی نو هستند؛ بهویژه برای آن دسته از پژوهشگرانی که هنوز در مرحلهی شکلگیری نظریه قرار دارند اما میخواهند اندیشهی خود را در فضای علمی طرح و نقد کنند.
هدف اصلی این کرسیها، بسط فرهنگ نواندیشی، تمرین گفتوگوی علمی، و تقویت روحیهی نوآوری و تضارب آرا در محیطهای دانشگاهی و پژوهشی است.
بر اساس آییننامهی مصوب ۱۰ آبان ۱۳۹۵ مجمع هیأت حمایت از کرسیهای نظریهپردازی، نقد و مناظره، کرسیهای ترویجی مأموریت دارند:
– فضای عقلانی و آزاداندیشی را در مراکز علمی گسترش دهند،
– نقد و گفتوگو را به شیوهای اخلاقی و علمی نهادینه کنند،
– و مسیر را برای شکلگیری کرسیهای نظریهپردازی و نقد هموار سازند.
در برگزاری این کرسیها، سه اصل اخلاق، منطق و آزادی بیان بهعنوان ارکان بنیادین نقد علمی مورد تأکید است. رعایت استانداردهای علمی، پرهیز از مجادلات شخصی و حفظ احترام متقابل از الزامات این فرآیند محسوب میشود.
کرسیهای ترویجی میتوانند مقدمهای باشند برای ورود به عرصهی نقد و نظریهپردازی؛ جایی که اندیشهها در قالب گفتوگو رشد میکنند و از سطح ایدههای اولیه به نظریههای پخته و قابل استناد علمی تبدیل میشوند.
– مخاطب: پژوهشگران، اعضای هیأت علمی و علاقهمندان به طرح ایدههای نو در فضای علمی.
– خروجی: ارائهی عمومی، نقد رسمی، گزارش مستند و گواهی برگزاری از سوی کمیته دستگاهی.
– ویژگی برجسته: تمرکز بر مسألهمحوری، نوآوری سودمند و تقویت مهارت گفتوگو و نقد علمی.
بسم الله الرحمن الرحيم
فرزندان و برادران عزیز
با همه مضمون نامه شما موافقم و از شما و همفکرانتان در حوزه و دانشگاه میخواهم که این ایده ها را تا لحظه عملی شدن و ثمردادن هر چند دراز مدت تعقیب کنید، نه مأیوس و نه شتابزده اما باید این راه را که راه شکوفایی و خلاقیت است به هر قیمت پیمود. این انقلاب باید بماند و برنامه تاریخی و جهانی خویش را به بار نشاند و همین که این عزم و بیداری و خودآگاهی در نسل دوم حوزه و دانشگاه نیز بیدار شده است همین که این نسل از افراط و تفریط رنج میبرد و راه ترقی و تکامل را نه در جمود و تحجر و نه در «خودباختگی و تقلید بلکه در نشاط اجتهادی و تولید فکر علمی و دینی میداند و میخواهد که شجاعت نظریه پردازی و مناظره در ضمن وفاداری به اصول و اخلاق و منطق در حوزه و دانشگاه بیدار شود و اراده کرده است که سؤالات و شبهات را بی پاسخ نگذارد خود فی نفسه يك پیروزی و دستاورد است و باید آن را گرامی داشت و آنگاه که نخبگان ما نقطه تعادل میان هرج و مرج» و «دیکتاتوری را شناسایی و تثبیت کنند، دوران جدید آغاز شده است. آری، نباید از «آزادی» ترسید و از «مناظره» گریخت و «نقد و انتقاد» را به کالای قاچاق و یا امری تشریفاتی تبدیل کرد؛ چنانکه نباید به جای «مناظره» به «جدال و مدارا» گرفتار آمد و به جای «آزادی» به دام هتاکی و مسئولیت گریزی» لغزید. آن روز که سهم «آزادی»، سهم «اخلاق» و سهم «منطق»، همه یکجا و در کنار یکدیگرادا شود، آغاز روند خلاقیت علمی و تفکر بالنده دینی در این جامعه است و کلید جنبش تولید نرم افزار علمی و دینی در کلیه علوم و معارف دانشگاهی و حوزوی زده شده است. بیشک آزادی خواهی و مطالبه فرصتی برای اندیشیدن و بیان اندیشه توام با رعایت ادب استفاده از آزادی»، يك مطالبه اسلامی است و «آزادی تفکر، قلم و بیان نه يك شعار تبلیغاتی بلکه از اهداف اصلی انقلاب اسلامی است و من عمیقاً متأسفم که برخی میان مرداب سکوت و جمود» با گرداب هرزه گویی و کفرگویی» طریق سومی نمیشناسند و گمان میکنند که برای پرهیز از هر يك از این دو باید به دام دیگری افتاد. حال آن که انقلاب اسلامی آمد تا هم «فرهنگ خفقان و سرجنبانیدن و جمود» و هم «فرهنگ آزادی بی مهار و خودخواهانه غربی را نقد و اصلاح کند و فضایی بسازد که در آن «آزادی بیان» مقید به منطق و اخلاق و حقوق معنوی و مادی دیگران و نه به هیچ چیز دیگری، تبدیل به فرهنگ اجتماعی و حکومتی گردد و حریت و تعادل و عقلانیت و انصاف، سکه رایج شود تا همه اندیشه ها در همه حوزه ها فعال و برانگیخته گردند و زاد و ولد «فرهنگی که به تعبیر روایات پیامبر اکرم (ص) و اهل بیت ایشان (ع) محصول تضارب آرا و عقول است عادت ثانوی نخبگان و اندیشه وران گردد؛ به ویژه که فرهنگ اسلامی و تمدن اسلامی همواره در مصاف با معضلات جدید و نیز در چالش با مکاتب و تمدنهای دیگر شکفته است و پاسخ به شبهه نیز بدون شناخت شبهه ناممکن است. اما متأسفانه گروهی به دنبال سیاست زدگی و گروهی به دنبال سیاست زدایی دائماً تبدیل فضای فرهنگی کشور را به سکوت مردابگونه یا تلاطم گرداب وار میخواهند تا در این بلبشو فقط صاحبان قدرت و ثروت و تریبون بتوانند تأثیرگذار و جریان ساز باشند و سطح تفکر اجتماعی را پایین آورده و همه فرصت ملی را هدر دهند و اعصاب ملت را بفرسایند و درگیری های غلط و منحط قبیله ای یا فرهنگ فاسد بیگانه را رواج دهند و در نتیجه صاحبان خرد و احساس، ساکت و مسکوت بمانند و صاحبدلان و خردمندان برکنار و در حاشیه مانده و منزوی، خسته و فراموش شوند. در چنین فضایی جامعه به جلو نخواهد رفت و دعواها تکراری و ثابت و سطحی و نازل میگردد، هیچ فکری تولید و حرف تازه ای گفته نمیشود عده ای مدام خود را تکرار میکنند و عده ای دیگر تنها غرب را ترجمه میکنند و جامعه و حکومت نیزکه تابع نخبگان خویشند، دچار انفعال و عقبگرد میشوند چنانکه در نامه خود توجه کرده اید برای بیدار کردن عقل جمعی چاره ای جز مشاوره و مناظره نیست و بدون فضای انتقادی سالم و بدون آزادی بیان و گفتگوی آزاد با «حمایت حکومت اسلامی» و «هدایت علما و صاحبنظران تولید علم و اندیشه دینی و در نتیجه تمدن سازی و جامعه پردازی ناممکن یا بسیار مشکل خواهد بود. برای علاج بیماری ها و هتاکی ها و مهار هرج و مرج فرهنگی نیز بهترین راه همین است که آزادی بیان در چارچوب قانون و تولید نظریه در چارچوب ،اسلام حمایت و نهادینه شود به نظر می رسد که هر سه روش پیشنهادی شما یعنی تشکیل .۱ کرسیهای نظریه پردازی ۲ کرسیهای پاسخ به سئوالات و شبهات .۳ کرسیهای نقد و مناظره»، روشهایی عملی و معقول باشند و خوب است که حمایت و مدیریت شوند به نحوی که هر چه بیشتر مجال علم گسترش یافته و فضا بر دکان داران و فریبکاران و راهزنان راه علم و دین تنگ تر شود. باید «تولید» نظریه» و «فکر تبدیل به یک ارزش عمومی در حوزه و دانشگاه شود و در قلمروهای گوناگون عقل نظری و عملی از نظریه سازان تقدیر به عمل آید و به نوآوران، جایزه داده شود و سخنانشان شنیده شود تا دیگران نیز به خلاقیت و اجتهاد تشویق شوند. باید ایده ها در چارچوب منطق و اخلاق و در جهت رشد اسلامی با یکدیگر رقابت کنند و مصاف دهند تا جهان اسلام، اعاده هویت و عزت کند و ملت ایران به رتبه ای جهانی که استحقاق آن را دارد، بار دیگر دست یابد. من بر پیشنهاد میافزایم که این ایده چه در قالب مناظره های قانونمند و توأم با امکان داوری و با حضور هیأتهای داوری علمی و چه در قالب تمهید «فرصت برای نظریه سازان» و سپس «نقد و بررسی ایده آنان توسط نخبگان فن و در محضر وجدان علمی حوزه و دانشگاه، تنها محدود به برخی قلمروهای فکر دینی یا علوم انسانی و اجتماعی نیز نماند؛ بلکه در کلیه علوم و رشته های نظری و عملی حتی علوم پایه و علوم کاربردی و...) و در جهت حمایت از کاشفان و مخترعان و نظریه سازان در این علوم و در فنون و صنایع نیز چنین فضایی پدید آید و البته برای آنکه ضریب علمی بودن این نظریات و مناظرات پایین نیاید و پخته گویی شود و سطح گفت وگوها نازل و عوامانه و تبلیغاتی ،نشود باید تمهیداتی اندیشید و قواعدی نوشت. اینجانب با چنین طرح هایی همواره موافق بوده ام و از آن حمایت خواهم کرد و از شورای محترم مدیریت حوزه علمیه قم میخواهم تا با اطلاع و مساعدت مراجع بزرگوار و «محترم و با همکاری و مشارکت اساتید و محققین برجسته حوزه برای بالندگی بیشتر فقه و اصول و فلسفه و کلام و تفسیر و سایر موضوعات تحقیق و تألیف دینی و نیز فعال کردن نهضت پاسخ به سؤالات نظری و عملی جامعه»، تدارک چنین فرصتی را ببینند. از شورای محترم انقلاب فرهنگی و به ویژه ریاست محترم آن نیز میخواهم که این ایده را در اولویت دستور کار شورا برای رشد کلیه علوم دانشگاهی و نقد متون ترجمه ای و آغاز دوران خلاقیت و تولید» در عرصه علوم و فنون و صنایع و به ویژه رشته های علوم انسانی و نیز معارف اسلامی قرار دهند تا زمینه برای این کار بزرگ به تدریج فراهم گردد و دانشگاه های ما باردیگر در صف مقدم تمدن سازی اسلامی و رشد علوم و تولید فناوری و فرهنگ قرار گیرند. بيشك هر دو نهاد از طرحهای پیشنهادی فضلای دانشگاهی و حوزوی و از جمله طرح شما، استفاده خواهند کرد تا با رعایت همه جوانب مسأله جنبش «پاسخ به سؤالات»، «مناظرات علمی» و «نظریه پردازی روشمند را درکلیه قلمروهای علمی حوزه و دانشگاه ، نهادینه و تشویق کنند امیدوارم که مراحل اجرای این ایده دچار فرسایش اداری نشده و تا پیش از بیست و پنجمین سالگرد انقلاب نخستین ثمرات مهم آن آشکار شده باشد.
والله المستعان .
والسلام علیکم و رحمة الله
۱۳۸۱/۱۱/۱۶
دانشكده الهيات و معارف اسلامي دانشگاه فردوسى مشهد در سال 1337به نام دانشكده علوم معقول و منقول با دو رشته معقول (فلسفه و حكمت اسلامى) و منقول (فقه) تاسيس شده است.
از سال 1348 نام اين دانشكده، به الهيات و معارف اسلامى تغيير يافته و در سه رشته: فقه و مبانى حقوقاسلامى، فلسفه و كلام اسلامى، فرهنگ اسلامى و رابطه آن با تمدن ايرانى دانشجو پذيرفته است. افزون بر اين از سال 1349 دو گروه آموزشى به نام هاى مبانى تشيع و اديان و مذاهب، قرآن و حديث و متون عربى به عنوان دو رشته فرعى فعاليت آموزشى داشته است.
در سال 1362كه دانشگاهها پس از يك وقفه سه ساله بازگشايى شدند، كليه رشتههاى اين دانشكده در هم ادغام شده به نام رشته « الهيات و معارف اسلامى» با دو گرايش دبيرى و آزاد به كار خود ادامه داد. در بهمن ماه 1365 رشته آزاد الهيات به پنج گرايش:فقه و مبانى حقوق اسلامى، فلسفه و كلام اسلامى، علوم قرآنى و حديث، فرهنگ اسلامي (تاريخ و تمدن اسلامى) و مباني تشيع و اديان و مذاهب تقسيم گرديد.
از سال تحصيلى 70- 1369 دانشكده داراى پنج گروه آموزشى: مباني تشيع و اديان و مذاهب (ادیان و عرفان تطبیقی)، تاریخ و تمدن اسلامی، علوم قرآن و حدیث، فقه و مبانی حقوق اسلامی، فلسفه و حکمت اسلامی بود که در سال 1383 گروه معارف اسلامی نیز به دانشکده الهیات پیوست.
رشته زبـان و ادبیات فارسی دانشکده ادبیـات مشهد در سـال 1334 همزمان بـا تأسیس ایـن دانـشکده در دانشگاه مشهد به عنوان نخستین رشته ایجاد شد. پس از دانشگاههای تهران و تبریز این سوّمین رشته زبان و ادبیات فارسی در دانشگاههای ایران بـود. گروه زبان و ادبیات فارسی ابتـدا زیر نظر رئیس دانشکده اداره میشد. نخستین رؤســای دانشکده یعنی دکتر علیاکبر فیاض و بعد از او دکتر احمدعلی رجائی بخارایی همزمان با ریاســت دانشــکده، امور آمــوزشی گروه ادبیات را نیز با تصمیمات شخصی یا جمعی اداره میکردند.
در سال تحصیلی 50-1349 مقطع فوق لیسانس(کارشناسیارشد) در گروه زبان وادبیات فارسی افتتاح شد.
با همت و پشتکار دکتر غلامحسین یوسفی دوره دکتری زبان و ادبیات فارسی نیز در سال 1355 در دانشکده ایجاد شد. دکتری زبان و ادبیات فارسی یکی از نخستین دورههای دکتری در دانشگاه فرودسی مشهد بود که نخستین دانشآموخته آن (دکتر محمدمهدی ناصح) در سال 1362 موفق به دفاع از رساله خود شد.
در حـال حاضر (سال 1400) گروه زبان و ادبیات فارسی به عنوان باسابقهترین گروه آموزشی دانشکده و دانشگاه و یکی از بزرگترین گروههای دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه فردوسی مشهد است که در رشته -گرایشها و مقاطعی که در جدول زیر دیـده میشود، دانشجو میپذیرد. بـرنـامهریزی برای ارائه دروس فارسی عمومی در سطح دانشگاه، راهاندازی و اداره قطب علمی فردوسی و ادبیات خراسان به عنوان یکی از فعالترین قطبها در نوع خود در سـطح دانشـگاه و کـشور از سال 1379 و اداره «مرکز بینالمللی آموزش زبان فارسی به غیرفارسی زبانان» و تأمین نیروی آموزشی مورد نیاز آن و انتشار مجله علمی – پژوهشی «جستارهای نوین ادبی» از دیگر عرصههای فعالیت گروه میباشد.
گروه اقتصاد دانشکده علوم اداری و اقتصادی دانشگاه فردوسی مشهد در سال 1367 با پذیرش دانشجو در رشته اقتصاد بازرگانی در مقطع کارشناسی فعالیت خود را آغاز کرد. در سال 1372 موفق به کسب مجوز رشته کارشناسی اقتصاد نظری شد و پذیرش دانشجو در این دو رشته تا سال 1394 ادامه یافت. پس از آن بر اساس سرفصل بازنگری شده دوره کارشناسی اقتصاد توسط وزارت عتف، پذیرش دانشجو با عنوان رشته "اقتصاد" ادامه یافت و تا کنون بیش از 2000 دانشجو در مقطع کارشناسی از گروه فارغ التحصیل شده اند.
گروه اقتصاد از سال 1373 با پذیرش دانشجو در دو رشته کارشناسی ارشد علوم اقتصادی گرایش اقتصاد نظری و علوم اقتصادی گرایش توسعه اقتصادی و برنامه ریزی، فعالیت های آموزشی خود را گسترش داد. همچنین از سال 1386 رشته کارشناسی ارشد علوم اقتصادی گرایش اقتصاد انرژی به جمع دوره ها اضافه شد و تاکنون نزدیک به 680 دانشجو در این سه رشته فارغ التحصیل شده اند.
مقطع دکتری گروه اقتصاد از سال 1386 با پذیرش دانشجو در رشته علوم اقتصادی در پنج گرایش: اقتصاد ایران، اقتصاد منابع، اقتصاد بین الملل، توسعه اقتصادی و اقتصاد پولی آغاز شد. پس از حذف کلی گرایش ایران توسط وزارت عتف، در حال حاضر پذیرش دانشجودر چهار گرایش ادامه دارد. تعداد فارغ التحصیلان دوره دکتری گروه اقتصاد به 100 نفر می رسد که عمدتا در دانشگاه ها به عنوان عضو هیات علمی و یا در دستگاه های اجرایی کشور در سمت های مدیریتی مشغول به کار هستند.
تعداد دانشجویان جاری گروه هم اکنون 600 نفر شامل 100 دانشجوی دکتری، 200 دانشجوی کارشناسی ارشد و 300 دانشجوی کارشناسی می باشند. از این تعداد 80 نفر دانشجوی بین الملل هستند که در سه مقطع مشغول به تحصیل می باشند.
دانشكده علوم تربيتي و روانشناسي دانشگاه فردوسي مشهد به عنوان مهمترين و با سابقهترين نهاد آموزش عالي در شرق كشور، به منظور تأمين نيروي انساني كارشناس، در زمينه رشته های علومتربيتي، روانشناسي و علم اطلاعات و دانش شناسی ايجاد گرديده و تاكنون خدمات ارزندهاي در تأمين نيروي انساني متخصص مورد نياز كشور ارائه كرده است.
اين دانشكده هفتمين دانشكده دانشگاه فردوسي مشهد میباشد كه در تاريخ 25 مهرماه 1352 آغاز به كار نمود.
گروه های آموزشی دانشکده عبارتند از:
1- گروه روانشناسی
2- گروه روانشناسی مشاوره و تربیتی
3- گروه علم اطلاعات و دانششناسی
4- گروه مبانی تعلیم و تربیت
5- گروه مدیریت آموزشی و توسعه منابع انسانی
6- گروه مطالعات برنامه درسی و آموزش
گروه حقوق در سال 1372 با هدف تأمین و تربیت نیروی انسانی متخصص مورد نیاز حقوقی منطقه وكشور در محل دانشكده علوم اداری و اقتصادی دانشگاه فردوسی مشهد ایجاد گردید. در سالتحصيلي 78 رشته علوم سیاسی نیز در راستای تحقق اهداف فعالیتهای آموزشی و پژوهشی و تربیت نیروی متخصص در این حوزه ایجاد شده و زمینه تأسیس دانشکده حقوق و علوم سیاسی مستقل را فراهم ساخت. در سال 1393 دانشکده حقوق و علوم سیاسی رسماً تأسیس گردید.این دانشکده در حال حاضر با سه گروه حقوق جزا و جرم شناسی، گروه حقوق خصوصی و گروه علوم سیاسی فعال ودر هر سه گروه در سه مقطع کارشناسی، ارشد و دکتری دانشجو می پذبرد. در حال حاضر تعداد دانشجویان این دانشکده در مقاطع مختلف تحصیلی 824 نفر دانشجوي دختر و پسر هستند که در دورههاي كارشناسي ،كارشناسي ارشد و دکتری مشغول به تحصیل می باشند، که از این تعداد، 172 نفر دانشجوی بین الملل بوده که بیشترین تعداد دانشجوی خارجی در بین دانشکده های دانشگاه فردوسی مشهد می باشد. دانشجويان اين دانشكده با گذراندن يكدوره آموزشي چهار ساله (در 8 نيمسالتحصيلي) با اخذ درجه کارشناسی در حقوق و علوم سياسي دانشآموخته ميشوند. زمان مورد نیاز برای گذراندن دوره کارشناسی ارشد در هر یک از رشتهای موجود 2تا3 سال میباشد. تعداد دانشآموختگان دانشكده از بدو تأسيس تاكنون حدود 3323 نفر در مقاطع مختلف تحصيلي و در رشتههاي فوق بوده است